محمدتقى نورى
350
اشرف التواريخ ( فارسي )
زلّات « 1 » مقصرين شده در جزو سادات و موالى و ارباب فتاوى را نيز شفيع كردهاند . اگرچه شاهزادهء اعظم از سر قتل آنها گذشته و مال تجّار را نيز در روز اوّل از خزانهء عامره مرحمت فرموده بودند و ليكن حكم ( 139 ب ) به اخراج سارقين شده از نوكرى معزول و در همان روز از ارض اقدس بيرون و به طرف اوطان خود روان شدند و همچنين جمعى از جهّال ايلات در جزو به ميان بازار و حرم محترم در حين كثرت و ازدحام و غلبهء عام به طريق عادت ذميمهء ديرينه بنا را به كيسهبرى گذاشته احدّى برين سر مطّلع نمىشد و كسى نمىدانست كه مال « 2 » را كه مىبرد . اين مراتب نيز به عرض شاهزاده « 3 » رسيده منهيان در جزو گذاشته چند نفر را گرفته دست بريدند و چند نفر ديگر را به شكنجه كشيده تا ياران خود را نشان داده ، بعضى را مقطوع اليد و بواقى اخراج بلد شدند و الحمد للّه و المنّه از اوايل همين سال الى حال كه شانزدهم شهر شوال سنهء 1221 « 4 » هجرى است ، زمام مملكت خراسان من حيث الاستقلال بىمشاورت امير و وزير در قبضه اختيار و اقتدار شاهزادهء نامدار است كه احدّى را ياراى آن نيست كه بتواند سر خودسرى بيرون « 5 » بياورد و جمعى امورش بر وفق خواهش و همهء تدبيرش از همّت بخت بلند و نيروى طالع ارجمند موافق تقدير است . طنطنهء سياستش به حدّى است كه جز جام صهبا كه سرمايهء عقل و دانش يغما كند ، ذى نفسى را ياراى دستاندازى نيست و دبدبهء عدالتش به درجهاى كه به غير از نالهء چنگ و چغانه و غمزهء خوبان زمانه هيچكس را مجال راهزنى « 6 » و غمّازى نه ، به دور حكمرانيش ناله جز از بلبل بيدل نيايد و بيداد غير از غمزهء معشوق به عاشق ننمايد . بهجز ابروى پريوشان كه را قوّت كه كمان كينهگذارى و فتنه سگالى را به زه آورد و به غير از مژگان گلرخان كه را قدرت كه خنجر عداوت كشيده دارد . گريبان چاكى غير از صبح به چراغ روز نتوان جست « 7 » و غرقه در خونى غير از « 8 » شفق به مشعل آفتاب نتوان ديد . اشك خونين جز در ديدهء مينا ننمايد و سرشك
--> ( 1 ) . مج : عفو تقصيرات و اغماض زلات . ( 2 ) . مج : مال ايشان را . ( 3 ) . مج : به عرض اشرف . ( 4 ) . ملك : ندارد . ( 5 ) . ملك : برآورد . ( 6 ) . مج : رهزنى . ( 7 ) . مج : طلبيد . ( 8 ) . مج : سواى .